آمیزش جنسی در دوران بارداری


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

آمیزش جنسی در دوران بارداری

 

آیا آمیزش جنسی و نزدیکی می تواند به جنین صدمه بزند و یا باعث سقط شود ؟

در یک حاملگی طبیعی و بدون خطر ، آمیزش جنسی و نزدیکی نمی تواند چنین خطری ایجاد کند.جنین به خوبی توسط کیسه ی آب و ماهیچه های رحمی محافظت می شود . علاوه براین یک ترشح غلیظی در دهانه رحم وجود دارد و آنرا می بندد و از انتقال عفونت به داخل رحم جلوگیری می کند.

هر چند معمولاً به خانمهایی که سابقه ی  سقط دارند توصیه می شود که آمیزش جنسی نداشته باشند اما آماری که این نظریه را تایید نماید وجود ندارد. تقریباً ۴۰ % از اولین سقط ها را می توان به ناهنجاریهای ژنتیکی جنین مربوط کرد.نارساییهای هورمونی و عفونتهای تناسلی نیز نقش مهمی در ایجاد سقط دارند.

ولی آمیزش جنسی و نزدیکی، نقشی ندارد. اگر احیاناً پس از نزدیکی، سقط صورت گیرد، پدر و مادر احتمالاً خودشان راسرزنش می کنند ولی باید این را بدانند که در هر حال این سقط صورت می گرفت و ارتباطی یه آمیزش جنسی آنها نداشته است. شما ممکن است حرکات جنین را درحین مقاربت و آمیزش جنسی احساس کنید ولی این حرکات در تمام مواقع دیگر نیز وجود دارند، نگران نباشید، حرکات او نشان دهنده ناراحتی و یا خطر برای او نمی باشد.

آیا مقاربت می تواند باعث زایمان زودرس شود ؟

در صورتی که خانمی سابقه ی زایمان زودرس دارد،توصیه می شود که در صورتی که نزدیکی و آمیزش جنسی انجام می شود سعی کند به اوج لذت جنسی ( ارگاسم ) نرسد. چنین حالتی در زن باعث ایجاد انقباضات جزئی در رحم می شود. از آنجایی که مایع منی محتوی ماده ای بنام پروستاگلاندین می باشد و آن هم باعث تحریک انقباضات رحمی می شود، توصیه می شود این مایع در واژن ریخته نشود (یا از کاندوم استفاده شود و یا همانند روش جلوگیری طبیعی، نزدیکی صورت گیرد) و بطور کلی نزدیکی با ملایمت بیشتری همراه باشد.

البته در کسانی که سابقه ی زایمان زودرس ندارند، این مسائل نقشی ندارند. با این حال توصیه می شود در یکی دوماه آخر دقت بیشتری در این مسائل صورت گیرد.

آیا حاملگی در تمایلات جنسی زن تأ ثیری دارد؟

از نظر روحی، نگرانی راجع به حاملگی و بچه و احساس این که اندام ازفرم عادی خارج شده می توانداز میزان تمایلات جنسی زن بکاهد. از نظر جسمی، درسه ماهه ی اوّل تهوع و استفراغ و خستگی و درسه ماهه آخر افزایش وزن و فرم شکم و حساسیت پستانها، افزایشات ترشحات رحمی و تکرار عفونتهای قارچی همه می توانند میل جنسی زن را کاهش دهند .البته از نظرعلمی، به علت افزایش میزان هورمونهای جنسی وجریان خون لگنی، قاعدتاً تمایل جنسی زن باردار بیشتر می شود.

تمایلات جنسی مرد در دوران بارداری زن چگونه است ؟

مردها نیز نگرانیهایی در دوران بارداری خانمشان دارند، نگران هستند که مبادا آمیزش جنسی و نزدیکی به بچه صد مه ای بزند و یا باعث ناراحتی مادر شود.

آمیزش جنسی

برخلاف نگرانی خانمها از اندام جدیدشان،  بسیاری از آقایان از فرم جدید بدن خانمشان راضی هستند و مقاربت را نوعی نزدیک تر شدن به شرایط جدید همسرشان می دانند.البته معمولاً آقایان ملاحظه شرایط خانمشان راخواهند کرد اما اگر شوهرتان مشکلی در این زمینه دارد حتماً با ماما یا پزشکتان مطرح کنید.

آیا نحوه ی مقاربت در حاملگی باید تغییر کند؟

با پیشرفت حاملگی قاعدتاً وضعیت عادی مقاربت و آمیزش جنسی برایتان مشکل تر می شود و علاوه بر این با بزرگ شدن رحم و جنین، خوابیدن مادر به پشت برای جنین خطرناک می شود بنابراین توصیه می شود که نزدیکی یه صورت خوابیدن به پهلو و یا زن بر روی مرد صورت گیرد.

نکته مهم دیگر در آمیزش جنسی اینست که حتماً باید با ملایمت انجام شود و همچنین نوک پستان مادر تحریک نشود چرا که تحریک نوک پستان زن باردار (چه دست زدن و چه مکیدن) می تواند باعث ترشح نوعی هورمون شود که می تواند باعث انقباضات زایمانی شود. البته باید توجه کرد که هدف از مقاربت فقط ارضای میل جنسی نیست بلکه می توان تنها با آغوش گرفتن یکدیگر ابراز عشق نمود.

آیا اثرات حاملگی بر مقاربت پس از زایمان هم وجود دارد ؟

نمی توان کتمان کرد که پس از زایمان تغییرات واضحی در بدن زن ایجاد می شود از جمله پستانها شل تر از سابق هستند، خطوط روی شکم و سینه و افزایش وزن نیز وجود دارد.

واژن (مهبل) که همان مجرای مقاربت نیز هست به سفتی سابق نیست و اینها همگی باعث می شوند که لذت نزدیکی مانند قبل از بارداری نباشد (برای جلوگیری از شلی واژن بعد از زایمان بهتر است روزانه چندین مرتبه این ورزش را انجام دهید : ماهیچه های واژنتان را سفت کنید و سپس به تدریج شل نمایید). البته این تغییرات به مرور عادی می شوند وهر دو شما به این مسائل عادت می کنید.

توصیه میشودکه تا پایان دوره ی نفاسی (۶ هفته پس از زایمان) نزدیکی و  آمیزش جنسی صورت نگیرد و قاعدتاً چون تا این دوره مقداری خونریزی و یا لکه بینی وجود دارد، هم از نظر بهداشتی و هم از نظر شرعی نیز مقاربت مسأله دارد . چون تا وقتی که خونریزی وجود دارد نشان دهنده ی اینست که دهانه ی رحم هنوز مقداری باز است و برای جلوگیری از عفونت بهتر است آمیزش جنسی صورت نگیرد.حداقل زمان برای دوری از مقاربت و آمیزش جنسی تا وقتیست که بخیه ها جوش نخورده اند.

پس از ترمیم بخیه ها و رفع لکه بینی، نزدیکی بلامانع است.  باید در اینجا یاد آوری کرد که دراین زمان (دوره ی نفاسی) بهترین زمان برای تصمیم جهت روش جلو گیری از بارداری می باشد، آن را فراموش نکنید.

 


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

لذت جنسي بالا با خوردن بعضی مواد

 

تغذیه و رژیم غذایی نقش مهمی در عملکرد جنسی و قدرت باروری هر دو جنس دارد

 

. الگوی تغذیه مناسب و دریافت مقادیر كافی ویتامین ها و مواد معدنی از جمله ویتامین های گروه B، ویتامینE ،و عناصر روی، منیزیم، سلنیوم و ... نقش مهمی در سلامت سیستم تناسلی، حفظ و بهبود قدرت باروری، تولید هورمون های جنسی، رشد و نمو دیواره رحم، تولید اسپرم و تشكیل سلول تخم دارند.

بر اساس مطالعات انجام شده ، مشخص شد که مصرف غذاهای دریایی توسط زنان مبتلا به دیابت موجب می شود که این زنان عملکرد جنسی بهتری داشته باشند. مصرف غذاهای دریایی در مردان نیز موجب بهبود توانایی نعوظ در آنان می شود. پیروی از رژیم غذایی مدیترانه ای که سرشار از میوه ها، سبزیجات، روغن زیتون و ماهی می باشد، عملکرد جنسی را در هر دو جنس بهبود می بخشد. از سوی دیگر مصرف کافئین، الکل، سیگار و بی تحرکی موجب بروز اختلال در عملکرد جنسی می گردد.

بر اساس مطالعات ترکیب اسیدهای چرب موجود در اسپرم یکی از عوامل مهم و موثر بر باروری به شمار می رود. تحقیقات اخیر نشان می دهند که غلظت اسیدهای چرب امگا-3 موجود در اسپرم مردان نابارور کمتر از سایر مردان است. همچنین در مردان بارور نسبت اسیدهای چرب امگا- 3 به امگا- 6 بالاتر می باشد. بنابراین اسیدهای چرب امگا- 3 می توانند در مردان ناباروری که دچار اختلال در تعداد، حركت و شكل اسپرم هستند، به درمان ناباروری کمک کنند.

امگا- 3  نوعی اسید چرب غیر اشباع با چندین پیوند دوگانه است. این اسیدهای چرب در هر مرحله از زندگی ضروری اند و در تنظیم کلیه عملکردهای فیزیولوژیک بدن از جمله در سیستم قلبی - عروقی، تولید مثل، ایمنی، عصبی، بینایی، پوست و اسکلت به کارمی روند. سه اسید چرب معروف از خانواده امگا- 3 عبارتند از: آلفالینولنیک اسید (ALA)، ایکوزاپنتانوئیک اسید  (EPA)و دوکوزاهگزانوئیک اسید (DHA).
ماهی ها به ویژه ماهی های چرب و روغنی، تخم کتان و گردو منابع غذایی امگا- 3 به شمار می روند.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

·  اگر شام اين غذاها را داشتيد رابطه جنسي را فراموش كنيد!

آیا امیدوارید که شام امشب، زمینه ساز یک عشق ورزی پر از شور و شیطنت خواهد بود؟در حالی که مصرف مواد غذایی از قبیل آجیل و شکلات تلخ باعث بالا رفتن میزان شهوت می شود، سایر خوردنی ها می توانند اثر سوء بر این قضیه داشته باشند؛ عوارض جانبی این قبیل غذاها چندان سریع بروز پیدا نمی کند، اما اگر نمی خواهید رابطه جنسی تان به یک رابطه کاملا معمولی و کلیشه ای بدل شود، بهتر است غذاهای زیر را پیش از معاشقه کنار بگذارید.

 

آیا امیدوارید که شام امشب، زمینه ساز یک عشق ورزی پر از شور و شیطنت خواهد بود؟
در حالی که مصرف مواد غذایی از قبیل آجیل و شکلات تلخ باعث بالا رفتن میزان شهوت می شود، سایر خوردنی ها می توانند اثر سوء بر این قضیه داشته باشند؛ عوارض جانبی این قبیل غذاها چندان سریع بروز پیدا نمی کند، اما اگر نمی خواهید رابطه جنسی تان به یک رابطه کاملا معمولی و کلیشه ای بدل شود، بهتر است غذاهای زیر را پیش از معاشقه کنار بگذارید.

هات داگ
غذای محبوب و بسیار وسوسه انگیز! اما خوردن هات داگ دیر انزالی در معاشقه را تضمین نخواهد کرد.: «چربی اشباع فراوان موجود در این غذا، عروق آلات تناسلی مردانه و زنانه را مسدود نموده و از لذت معاشقه خواهد کاست».  وی تاکوی ماهی را جایگزینی مناسب برای هات داگ می داند. اسید های چرب امگا-3 به سیستم قلب و عروق کمک کرده و تحریک جنسی را افزایش می دهند.

قرص نعناع
بوی بد دهان می تواند آزاردهنده بوده و شهوت جنسی را از بین ببرد؛ اما اگر می خواهید دهان خود را خوشبو کنید ممکن است دچار اشتباه شوید. مطالعات نشان می دهد جوهر نعناع خشک موجود در قرص نعناع سطوح تستوسترون را کاهش داده و تحریک جنسی را به تاخیر می اندازد.
 
دکتر ریچارد می گوید: «جویدن آدامس هایی با طعم نعناع اثرات بدتری به همراه دارد؛ جویدن آدامس هوا را وارد سیستم تنفسی شما کرده و سبب آروغ زدن می شود. ناله های هوسناک شهوت را بین طرفین افزایش می دهد اما تصور کنید آروغ زدن ... !!!»
 
«اگر مصر هستید که پیش از معاشقه از نعناع استفاده کنید بهتر است چای نعناع را امتحان کنید. میزان جوهر نعناع خشک در آن کمتر بوده و از نظر هضم بهتر از آدامس است».

سیب زمینی سرخ کرده
دعا کنید همسرتان همراه با غذا سیب زمینی سرخ کرده سفارش ندهد؛ همانند هات داگ چربی ترانس موجود در سیب زمینی سرخ کرده می تواند تاثیر منفی بر روی سطوح تستوسترون و گردش خون داشته باشد. محتوای بالای نمک در سیب زمینی سرخ کرده نعوظ آلت تناسلی در مردانی با مشکل فشار خون را می تواند به معضلی جدی بدل نماید.
 
حتی برای افراد سالم نیز سدیم می تواند باعث ایجاد احساس ناخوشایند نفخ شود. اگر میل به مصرف سیب زمینی دارید، پیشنهاد می شود نوع تنوری را انتخاب کنید. این نوع سیب زمینی دوپامین (ماده شیمیایی شادی آور) را در بدن آزاد کرده و لذت رابطه جنسی را برای شما دو چندان می کند.
 
پنیر سویا
حداقل برای امشب هم که شده این غذا را از منوی خود حذف کنید مقادیر بالای فیتو استروژن پایه نباتی موجود در این ماده غذایی و مقدار زیاد سویای آن می تواند سطوح استروژن را افزایش دهد. هرچه میزان این هورمون در بدن بیشتر باشد تحریک جنسی کمتر رخ خواهد داد.
تخم مرغ می تواند جایگزین مناسبی برای افراد گیاهخوار باشد. با مقادیر بالای ویتامینهای B5و B6 موجود در تخم مرغ به جنگ استرس رفته و هورمون های خود را برای یک رابطه جنسی فوق العاده متعادل نمایید.

غذاهای کنسرو شده
هرچند این غذاها گزینه های سهلی برای شام به نظر می رسند اما به همین سهولت می توانند حال و هوای معاشقه را در شما از بین ببرند. دکتر فول برایت شرح می دهد که مقادیر بالای سدیم موجود در تمامی غذاهای کنسرو شده شما را دچار نفخ می کند (زیرا نمک باعث حفظ مایعات در بدن می شود)؛ دکتر یوکیلیس توصیه می کند در صورتی که حتما باید از این نوع غذا استفاده کنید، حداقل آنها را درون آبکش شسته و یا به مدت 20 دقیقه درون آب قرار دهید تا مقداری از نمک آنها زدوده شود.

الکل
معمولا مصرف الکل شور و شعف اولیه را از بین می برد. «الکل میزان حساسیت شما را نسبت به لمس و نوازش کاهش داده و ارگاسم را تضعیف می کند». مطالعه انجام شده  نشان داد مردان هوشیار بهتر از مردان مست قادر به حفظ حالت نعوظ هستند. پس اگر می خواهید در این زمینه موفق باشید بهتر است مصرف الکل را قطع کنید.

بلغور جو
شکی نیست که این ماده غذایی دارای خواص سلامتی فراوانی است. در واقع بلغور جو به بدن کمک می کند تا هورمون کاهنده استرس به نام سروتونین را تولید کند؛ مقدار متوسط این هورمون برای تحریک جنسی مطلوب است.
 
«اما مصرف بیش از حد در یک وعده غذایی اثر معکوس داشته و میل جنسی را دچار افول خواهد کرد». علاوه بر این مقدار فیبر زیاد موجود در جو می تواند باعث نفخ شود. به عنوان جایگزین استفاده از تخم مرغ معاشقه سحرگاهی را لذت بخش تر خواهد نمود.

مصرف میوه پس از وعده غذایی اصلی
خوردن توت فرنگی با ولع پس از غذا یک دسر معاشقه به نظر می رسد؛ «اما میوه ها با توجه به ماهیت هضم سریع مانع از هضم غذای اصلی شده و مشکلات فراوانی در سیستم گوارشی ایجاد می کنند (آروغ زدن، نفخ، مشکلات روده و ...)؛ میوه را حداقل 2 ساعت پیش یا پس از غذا مصرف کنید».

نوشیدنی های انرژی زا
ارضای کامل جنسی انرژی فراوانی از شما و همسرتان خواهد گرفت. دکتر دیوید زینکزکو در سری کتابهای اصول تغذیه خود با نام ((بایدها و نبایدهای تغذیه)) می گوید: «هرچند به نظر می رسد نوشیدنیهای انرژی زا استقامت را افزایش می دهند اما دوز بالای شکر و کافئین موجود در آنها تنها اثر موقتی داشته و پس از آن بدن دچار رخوت شدید می شود».
 
به عبارت دیگر توان آن را نخواهید داشت که از خط پایان عبور کنید. شکر بیش از حد می تواند سطوح تستوسترون را نیز کاهش دهد و شهوت جنسی را از بین ببرد. دکتر یوکیلیس توصیه می کند که بجای این نوشیدنی ها از آب توت سیاه استفاده نمایید؛ این نوشیدنی که به طور طبیعی غدد آدرنال را تغذیه می کند، می تواند انرژی شما را نیز افزایش دهد.

 

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

استثنا در كدون آغازگر ژن ها


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

استثنا در كدون آغازگر ژن ها

زمينه و اهداف: كدون يا تريپلت آغاز كننده، اولين رمز ژنتيكي قابل ترجمه در طول ژن است كه رونويسي mRNA از اين كدون شروع مي شود. اين كدون در پروكاريوتها و يوكاريوتها با توالي ATG در رشته DNA مشخص مي شود كه در هنگام رونويسي كدون هاي نوكلئوتيدي به صورت AUG در mRNA ظاهر شود و توسط tRNA، rRNA و ساير اجزاي ماشين سنتز پروتئين به اسيد آمينه متيونين ترجمه مي شود كه هميشه اولين اسيد آمينه واقع در ابتداي زنجيره پپتيدي مي باشد ولي استثنا نادري در مورد اين قاعده همگاني در توالي نوكلئوتيدي ژن فسفوليپاز (afplb2) B2 آسپرژيلوس فوميگاتوس مشاهد گرديد. وجود چنين استثنايي در كدون آغازگر ژن هاي يوكاريوتي حايز اهميت بوده و ضرورت توجه به وجود موارد استثنايي در قاعده همگاني مربوط به كدون آغازگر را خاطر نشان مي سازد.
روش بررسي: متعاقب ادخال طول كامل ژن afplb2 در پلاسميد pGEMT-Easy vector و كلون نمودن آن در E. coli Top 10 F'، سكوانس طول كامل اين ژن با سيستم اتوماتيك ABI تعيين گرديد و با شناسايي سكوانس هاي راهنما نظير بسته TATA، CAAT و ناحيه غني از CT در ناحيه ژن و همچنين استفاده از نرم افزار كامپيوتري GPG islands موقعيت استقرار كدون آغازگر تشخيص داده شد.
يافته ها: سكوانسينگ ژن فسفوليپاز (afplb2) B2 آسپرژيلوس فوميگاتوس يك كدون آغازگر غير معمول با توالي GTG را نشان داد كه كنترل سه باره صحت قرائت سكوانس ژن afplb2، احتمال وجود هرگونه خطايي را در اين مورد منتفي نمود و بدين ترتيب وجود يك كدون آغازگر و غير معمول در ژن afplb2 تاييد شد. كنترل ترجمه كل توالي نوكلئوتيدهاي طول ژن afplb2 به اسيدهاي آمينه نيز، بر صحت احتساب GTG به عنوان كدون آغازگر صحه گذاشت.
نتيجه گيري: وجود كدون آغازگري به غير از ATG در ناحيه ما بعد پروموتور ژن، بويژه در يوكاريوت ها استثنايي است كه پيش از يافته فعلي، تنها دو مورد از آن در ژنهاي يوكاريوتي سلسله قارچها گزارش شده است. اين استثنا مي تواند ناشي از يك جهش نقطه اي باشد كه موجب جايگزيني يك پورين يعني گوانين به جاي يك پورين ديگر يعني آدنين گشته و موجب تبديل كدون آغازگر GTG به جاي ATG شده است.

 

نشانگرهای مولکولی:


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

نشانگرهای مولکولی:

بسیاری از محدودیتهای روشهای مختلف اصلاح نباتات ریشه در فقدان ابزارهای مناسب برای مطالعات ژنتیکی دارد .وجود ماهیت کمی صفات اقتصادی در محصولات کشاورزی موجب شد که محیط بسیاری ارز براوردهای ارزشهای اصلاحی را تحت تاًثیر قرار دهد و لذا استفاده از ابزارهائی که حداقل تاثیر پذیری را از محیط دارند گام مؤثری در افزایش پیشرفتهای ژنتیکی مورد استفاده می باشد. مارکرهای مولکولی و اخیر نشانگرهای DNA ابزار مناسبی هستند که بر اساس آن می توان جایگاه ژنی وکروموزمی ژنهای تعیین کننده صفات مطلوب را شناسائی کرد. با دانستن جایگاه یک ژن روی کروموزم می توان از نشانگرهای مجاور آن برای تائید وجود صفت در نسلهای تحت گزینش استفاده نمود.
با در دست داشتن تعداد زیادتر نشانگر می توان نقشه های ژنتیکی کاملتری را تهیه نمود که پوشش کاملی را در تمام کروموزمهای گیاهان به وجود می آورد.استفاده از نشانگرها موجب افزایش اطلاعات مفید و مناسب از جنبه های پایه وکاربردی اصلاح نباتات خواهد گردید .
انتخاب به کمک نشانگرهای مولکولی راه حلی است که دست آورد زیست شناسان مولکولی برای متخصصان اصلاح نباتات می باشد در این روش ژن مورد نظر بر اساس پیوستگی که با یک نشانگر ژنتیکی تشخیص داده و انتخاب می شود و بنابراین به عنوان قدم اول در روش انتخاب به کمک نشانگر باید نشانگرهای پیوسته با ژنهای مورد نظر شناسائی شود. یافتن نشانگرهائی که فاصله آنها از ژن مطلوب کمتر از cm10می‌باشد به طور تجربی نشان داده شده که در این صورت دقت انتخاب 99/75 درصد خواهد بود لذا داشتن نقشه های ژنتیک اشباع که به طور متوسط دارای حداقل یک نشانگر به ازای کمتر از cm10 فاصله روی کروموزمها باشد از ضروریات امر می باشد.
یکی از پایه های اساسی اصلاح نباتات دسترسی وآگاهی از میزان تنوع در مراحل مختلف پروژه های اصلاحی است . به همین جهت نشانگرهای برآورد مناسبی از فواصل ژنتیکی بین واریته های مختلف را نشان می دهند.


مهندسی ژنتیک گیاهی:


مهندسی ژنتیک گیاهی در رابطه با انتقال قطعه ای DNAبیگانه با کدهای حاوی اطلاعات ژنتیکی مورد نظر از یک گیاه به وسیله پلاسمید، ویروس بحث می‌کند. زمانی که هیبریداسیون جنسی غیر ممکن است مهندسی ژنتیک پتانسیل انتقال ژن عامل یک صفت مفید را از گونه‌های وحشی با خویشاوندی دور به یک گونه زراعی برای اصلاح کننده نباتات فراهم می‌سازد در استفاده از باکتریها در مهندسی ژنتیک از پلاسمیدهای باکتری Ecoli استفاده می‌شود.

گیاهان تولید شده از طریق مهندسی ژنتیک:


علم مهندسی ژنتیک تکنیکهائی را شامل می‌شود که بر اساس کار چندین دانشمند که مؤفق به کسب جایزه نوبل شده‌اند، پایه‌گذاری شده است .مهندسی ژنتیکی یک علم افسانه‌ای به نظر می‌رسد. اما امروزه در سطح وسیع در صنایع بیوتکنولوژی و آزمایشگاه های تحقیقاتی دانشگاهی انجام می گیرد. تکنیکهای مورد استفاده در این عمل به خوبی تعریف شده است. اما بسیاری از ادعاها در مورد مهندسی ژنتیک چندان درست نمی‌باشد. در این مقاله چگونگی کاربرد تکنیکهای مهندسی ژنتیک و مثالهای مربوطه توصیف شده است. پاسخ بسیاری از سؤالات پیرامون مهندسی ژنتیک در پی این دو توصیف زیر داده خواهد شد ضمناً تعریف بعضی از اصطلاحات در انتهای این مقاله آمده است .


1- مهندسی ژنتیک در گیاهان چگونه صورت می گیرد:

دانشمندان معمولاً از مهندسی ژنتیک در عالم طبیعت در انجام کارهایشان الگو برداری می کنند. مهندسی ژنتیک در عالم طبیعت در یک باکتری خاکزی تحت عنوان آگروباکتریوم تاموفاشین را به کار رفته است. این باکتری شامل یک DNA حلقوی کوچک و آزاد بنام پلاسمید می باشد از پلاسمید این باکتری غالباً برای تغییر ساختار ژنتیکی یک گیاه حساس به بیماری گال استفاده می‌شود. دانشمندان در گام اول ژنهائی را که یک خصوصیت مطلوب و یا یک صفت اتصالی را کنترل می‌کنند ،شناسائی می کنند. تا در گام بعدی این ژن مطلوب را به گیاه مورد نظر انتقال دهند. برای انجام چنین کاری در گیاهی که حاوی آن ژن مطلوب هست، ژن مربوطه را را از قطعه DNA آن گیاه با استفاده از آنزیم‌های خاصی جدا می‌کنند. این آنزیم‌ها مانند یک قیچی عمل کرده و نیز پلاسمید حاصل از باکتری آگروباکتریوم را با همان آنزیم‌ها برش می دهند و ایجاد یک قطعه DNA باز می کنند سپس این پلاسمید باز شده را در مجاورت ژن مطلوب قرار داده و با یکدیگر ادغام می کنند و با استفاده از آنزیمهای خاصی اتصالات مربوطه را بین این ژن و پلاسمید انجام می‌دهند. آنها می‌توانند پلاسمیدی را تولید کنند که حاوی این ژن مطلوب می‌باشد. چنین پلاسمیدی را DNA ی نوترکیب یا RDNA می‌نامند دانشمندان این مجموعه را (پلاسمید نو ترکیب) به داخل باکتری آگرو باکتریوم بر می‌گردانند و در نتیجه این باکتری شامل پلاسمید تغییر یافته می‌شود . مجموعه پلاسمید+ ژن مطلوب+ آگروباکتریوم به گیاه مورد نظر منتقل می‌شود

بعضی از سلولهای این گیاه، ژن مربوطه را از پلاسمید دریافت کرده و جزء ساختار DNA خودی می‌کنند. وقتی چنین سلولهای گیاهی در محیطهای کشت رشد داده می شوند، تولید گیاهان کوچکی می‌کنند که می‌توان وجود صفت جدید مورد انتظار از ژن انتقال یافته را در آنها تست کرد. این چنین گیاهانی نامیده می‌شوند گیاهان تراریخت و باید آزمونهای بیشتری بر روی آنها صورت گیرد

 

ماركرهاي مولكولي


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

مقدمه

قبل ازپيدايش ماركرهاي مولكولي اساس انتخاب اصلاحگران روي ويژگيهاي فنوتيپي بود.با توسعه تكنولوژي نشانگرها اصلاحگران ابزارقابل رديابي كل ژنوم در غياب نشانه هاي فنوتيپي طراحي كردند(Henry, 2001).

صفات متفاوت بين افراد ناشي از تفاوتهاي موجود بين رديف DNA کروموزوم هاي آنهاست که به نتاج نيز منتقل مي شود. حتي صفاتي که تحت تاثير شرايط محيط نيز به صورت متفاوت بروز مي کنند، بازتاب تفاوتهاي موجود در رديفهاي DNA هستند. اين تفاوتها مي توانند به عنوان نشانه يا نشانگر ژنتيک (Genetic Marker) به کار گرفته شوند .

به عبارت ديگر کلمه نشانگر(Marker) مترادف با جایگاه نشانگر است. يک جایگاه نشانگر جایگاهای چند شكلي است که :

 1) ژنوتيپ افرادي که آن را حمل مي کند تعيين مي کند. به اين منظور از نشانگرها در ژنتيک جمعيت استفاده مي شوند.

 2) ژنوتيپ يک يا چند جای متصل به نشانگر را تعيين مي کند که کاربردهايي از همسانه سازي تا انتخاب نشانگر دارد.

مطابق اصطلاح نشانگر بيشترین استفاده نشانگرهاي ژنتيکي در:

1- نشانگرهاي مرفولوژيکي (Morphological Markers)

2- نشانگرهاي مولکولي در سطح DNA (Molecular Markers)

3- نشانگرهاي بيوشيميايي مثل پروتئين ها و آيزوزايم ها (Biochemical Markers) می باشد.

(Vienne  et al., 2003).

خصوصیات نشانگرهای ژنتيکي مناسب

نشانگرهاي ايده ال عبارت است از:

- Polymorphic:

- Multiallelic

-  Codominant: يک هيبريد هتروزيگوس به طور همزمان خصوصيات والدين هموزيگوس را دارد و در يک نسل، هتروزيگوس ها مي تواند از هرکدام از هموزيگوس ها متمايز شوند.

-  Non- epistatic: ژنوتيپ از فنوتيپ برداشت مي شود، هر نوع ژنوتيپ از لوکوس ديگري مي تواند باشد. همبارزيت و غيرهم پوشاني به ترتيب در غياب تعامل جایگاه هاي Intra, inter مشخص مي شوند.

-  Neutral: جانشيني آللي در جایگاه نشانگر که تاثيرات فنوتيپي يا انتخابي ندارد. همچنين تمام چند شکلي هاي مولکولي Neutral (نامعين) هستند.

-  Insensitive: ژنوتيپ از فنوتيپ برداشت مي شود و يا از جسمي که در محيط است  (Vienne  et al., 2003).

نشانگرهاي مرفولوژيکي با اين معيارها معرفي نمي شوند.آنها شامل دامنه وسيعي از ژنهاي كنترل  كننده صفات فنوتيپي هستند. اين نشانگرها معايب زيادي دارند.از جمله اينكه آنها پلي مورفيسيم ناقص و عموما غالب (Dominant) هستند. اغلب جلوي ساير ويژگي ها و خصوصيات را مي گيرند و توسط محيط تحت تاثير قرار مي گيرند. نشانگرهاي مورفولوژيکي در گونه هاي بخصوصي فراوان هستند. تعداد کمي از آنها مي توانند پيوسته چندشکلي در يک نسل بدهند.گاهي براي مشاهده وثبت آنها بايد منتظر ظهور آنها ماند.

بيشتر نشانگرهاي مولکولي يا بيوشيميايي خصوصیات مذکورراداراهستند.معمول ترين نوع نشانگرهاي پروتئيني آيزوزايم ها هستند كه فرم هاي مختلف يك آنزيم را نشان مي دهند. نشانگرهاي پروتئيني تغييرات را در سطح رديف و عمل ژن به صورت نشانگرهاي همبارز نشان مي دهند. از معايب اين نشانگرها محدوديت تنوع ژنتيك قابل ثبت در آيزوزايم ها ست. به عبارت ديگر آيزوزايم هانه تنها كم هستند، بلكه چند شكلي وتفاوت قابل ثبت نيز درآنها چندان زياد نيست. محدوديت اصلي آيرزوزايم ها کم بودن تعداد جایگاه است که مي توانند توسط آنها رديابي شوند.تعداد آيزوزايم هاي قابل ثبت ومشاهده كه ميتوان از آنها به عنوان نشانگر استفاده كرد به يكصد عدد نمي رسد . اين محدوديت در تعداد نشانگرهاي آيزوزايم از عمده ترين معايب آنهاست وموجب كاهش كارايي آنها مي شود. همچنين همه آنزيم ها در همه موجودات فعال نيستند يا وجود ندارند.

در مقايسه مارکرهاي در سطح DNA تقريبا تعداد بي شماري هستند و غيروابسته به مرحله اي يا ارگاني که تجزيه شده است، تا زماني که DNA در همه بافتها يکسان وجوددارد (Vienne  et al., 2003) DNA ماده ژنتيکي همه سلول ها است و همه جنبه هاي وجودي سلول را کنترل مي کند. شناسايي و درک کامل بسياري از پديده هاي زيست شناختي متکي به ايجاد و توسعه روشهاي توالي يابي DNA بوده است و تاکنون از اطلاعات از اين توالي ها در زمينه هاي مختلف مانند، پزشکي، باستانشناسي، کشاورزي و غيره استفاده شده است((Philips and Vasil, 20001.نشانگرهاي مولكولي تازماني كه تنوع در تواليDNA بين افراد وجود دارد پلي مورفيك هستند. بنابراين اين نشانگرها به عنوان شاخص تفاوت رديف عمل مي كند(Henry, 2001).

تنوع در توالي هاي DNA موجودات زنده به صورتهاي متفاوتي ظاهر مي شود. اين تفاوتها مي تواند روي فتوتيپ موجود اثر بگذارد و در صفات مورفولوژيکي تجلي يابد، که با نشانگرهاي فنوتيپي قابل شناسايي مي باشد. نشانگرهاي ژنتيکي نيز با تجزيه و تحليل DNA محققين علم ژنتيک را در زمينه هاي مختلف نظير؛ مطالعات فيلوژنتيک، تعيين ميزان قرابت، تهيه نقشه هاي ژنتيکي، تعيين محل ژنهاي کنترل کننده صفات کمي و کيفي، انتقال ژن، تشخيص بيماري ها و غيره ياري مي رساند. تا كنون تعداد زيادي از نشانگرهاي  DNAمعرفي شده اند ودر تجزيه هاي ژنتيك موجودات مورد استفاده قرار گرفته اند.اين نشانگرها از نظر ويژگيهاي يادشده با همديگر متفاوت اند.انتخاب بهترين نشانگر به هدف مطالعه(انگشت نگاري، تهيه نقشه پيوستگي، ژنتيك جمعيت وروابط تكاملي ) وسطح پلوئيدي موجود مورد مطالعه بستگي دارد.به دليل اهميت ونقش موثرPCR،نشانگرهاي ژنتيکي به دو دسته كلي نشانگر هاي DNAمبتني بر كاربرد واکنش زنجيره اي پليمراز و نشانگرهاي DNA غير مبتني كاربرد بر واکنش زنجيرهاي پليمراز تقسيم مي شوند. نشانگر هاي  DNAگروه بزرگي از نشانگرها را تشكيل مي دهند اين نشانگرها سير تحول و تکامل خود را به پايان نرسانيده اند و ابداع و معرفي روشهاي متنوع و جديدتر ثبت و مشاهده ژنتيکي بين موجودات از طريق مطالعه مستقيم تفاوتهاي موجود در بين رديف DNA آنها همچنان ادامه دارد(Philips and Vasil, 2001). 

 

کاربرد نشانگرهای DNA


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

کاربرد نشانگرهای DNA

     شناخت و مدیریت تنوع طبیعی موجود در اقوام اهلی و وحشی یک گونه گیاهی برای ایجاد یک برنامه کارآمد و هدف دار به منظور بهبود کمیت و کیفیت محصول بسیار مهم است. بهره برداری از تنوع طبیعی به چندین دلیل مهم است. یکی اینکه یکنواختی ژنتیکی در محصولات نامطلوب است زیرا منجر به آسیب پذیر ساختن محصول به بلاهای همه گیر و محیطی و در نتیجه کاهش عملکرد می شود. از طرفی تعداد زیادی از خویشاوندان وحشی گیاهان زراعی محتوی ژن هایی هستند که مقاومت به استرس های زنده نظیر آفات و بیماری ها، مقاومت به استرس های غیر زنده نظیر خشکی، سرما و شوری را ایجاد می کند. موقعی که چنین صفاتی با واریته هایی که از نظر اقتصادی مهم هستند ترکیب می شوند از  کاهش عملکرد می توان جلوگیری نمود. پیش شرط لازم برای بهبود کلی صفات گیاهی، شناخت ساختار مجموعه ژرم پلاسم است که به نوبه خود نمونه برداری سیستماتیک ژرم پلاسم برای اهداف اصلاحی و حفاظتی را امکان پذیر می سازد[105]. از نشانگرهای DNA در موارد زیر می توان استفاده کرد.

1- توالی یابی ژنوم:

     شاید مهمترین کاربرد نشانگرها توالی یابی ژنوم باشد. از آنجا که ژنوم یوکاریوت ها خیلی بزرگ است برای توالی یابی آن باید ژنوم را به قطعات خیلی کوچک تقسیم کرد و هر قطعه را جداگانه توالی یابی نمود. لذا باید روی DNA نقاط معیاری وجود داشته باشد تا بتوان بر اساس آنها نتایج حاصل از توالی یابی قطعات را کنار هم چید. این معیارها می توانند همان نشانگرها باشند [71].

2- نشانمند کردن ژن[1] :

    عبارت است از یافتن پیوستگی بین صفت مورد نظر با یک نشانگر. این امر با بررسی تفرق همزمان [2]صفت و نشانگر تحقق می یابد[114].

3- تهیه نقشه ژن[3] :

    نقشه ژن عبارت است از تعیین محل یک ژن روی کروموزوم[97]. تهیه نقشه های ژنتیکی استاندارد گیاهان عالی به طور قابل ملاحظه ای بعد از توسعه تکنیک های مبتنی برPCR برای آشکار سازی چند شکلی DNA بهبود یافتند[102]. با تعیین نقشه QTL[4] و آنالیز ژنتیکی بر اساس نشانگرهای مولکولی می توان مکان و اثر ژن های کنترل کننده یک صفت کمی را تعیین و دانش پایه درباره کنترل ژنتیکی صفات کمی را توسعه و پیشرفت داد[24]. چقامیرزا و همکاران(2004) با استفاده از نشانگرهای مولکولی، ژن chi115 – ژن مسئول سنتز کلروفیل-  را در نخود فرنگی شناسایی و تعیین نقشه کردند.

 

4- بررسی روابط خویشاوندی:

    با استفاده از چند شکلی نشانگر می توان افراد مختلف را از هم متمایز ساخت. این مورد بیشتر درمطالعات فیلوژنتیکی و تعیین مبدأ تنوع اهمیت دارد[35].

5- تعیین گروههای هتروتیک[5] :

    در تهیه بذر هیبرید و تعیین لاینهای اینبرد والدینی اهمیت زیادی دارد. این والدین باید طوری انتخاب شوند که مقدار هتروزیس حداکثر باشد. مقدار هتروزیس به میزان غالبیت در هر لوکوس و فاصله ژنتیکی والدین بستگی دارد. این فاصله ژنتیکی را می توان از تجزیه خوشه ای[6] که با استفاده از چند شکلی نشانگر در بین اینبرد لاینهای مختلف به دست می آید، تعیین کرد و بهترین اینبردها را انتخاب نمود [71].

6- گزینش به کمک نشانگرها ( MAS )[7] :

    در اصلاح نباتات کلاسیک، گزینش بر اساس فنوتیپ است و به نژادگر افرادی را گزینش می کند که ظاهر مطلوبتری دارند. اما فنوتیپ، ناشی از اثر ژنتیک، محیط و اثر متقابل ژنوتیپ و محیط است لذا با انتخاب فنوتیپهای برتر نمی توان گفت که یقیناً ژنوتیپهای برتر انتخاب شده اند، حال آنکه آن قسمت از تنوع که موجب کارایی گزینش و پاسخ به گزینش مناسب می شود در بخش ژنتیکی تنوع است. بنابراین اصلاحگران برای بسیاری از صفات، در نظر داشتند که انتخاب در سطح فنوتیپ را به انتخاب در سطح ژنوتیپ ارتقاء دهند. روشهای ژنتیک کمی که عمدتاً مبتنی بر آزمون نتاج بودند، برای این هدف طراحی شد اما این روشها معایبی همچون هزینه و اتلاف زمان زیاد را به همراه داشت[91]. نشانگرهای مختلف رابطه محکمی را بین دانه، اجزای عملکرد و صفات فیزیولوژیکی استرسی نشان دادند و به عنوان نشانگرهای بالقوه در انتخاب به کمک نشانگر جهت بهبود بخشیدن به تحمل خشکی در گندم دوروم نسبت به آب و  هوای مدیترانه ای مورد استفاده قرار گرفتند. نشانگرهای مولکولی دقیقاً برای صفاتی که به شدت تحت تأثیر تغییرات محیطی هستند، مفید می باشند. پتانسیل آب برگ، دمای کانوپی، محتوای پرولین ارتباط قوی را با نشانگرهای مولکولی نشان دادند. انتخاب غیر مستقیم نشانگرهای مولکولی مزیتی بیش از انتخاب مستقیمی دارد که وراثث پذیری آن یک است. موقعی که همبستگی بین یک نشانگر مولکولی و یک صفت بیشتر از وراثت پذیری صفت است، انتخاب به کمک نشانگر ممکن است مفید باشد. این نتایج امید بخش هستند و بیانگر سودمندی نشانگرهای مولکولی در افزایش تحمل به خشکی گندم دوروم در شرایط دیم مدیترانه ای         می باشند. زمانی که وراثت پذیری نشانگرهای مولکولی برابر یک است. این نشانگرها می توانند در ارزیابی صفاتی که با تنوعات محیطی تحت تأثیر قرار می گیرند مثل عملکرد دانه و صفات متحمل به تنش مفید باشند[123].

7- پیش بینی عملکرد هیبرید: 

     تشخیص ترکیب پذیری با هتروزیس عملکرد بالا مهمترین مرحله در پیشرفت محصولات هیبرید است. به طور کلی والدین با یک توانایی ترکیب پذیری عمومی بالاتر و یک فاصله ژنتیکی دورتر می توانند یک هیبرید با تظاهر عملکرد بهتر را تولید کنند. برای انجام تلاقی ها، هتروزیس معیار مناسبی است. ولی هنگامی که  تعداد زیادی از والدین در یک برنامه اصلاحی قرار داشته باشند، اندازه گیری هتروزیس آسان نمی باشد و اغلب به وسیله اشتباهات آزمایشی کنترل نشده مانند نوسانات بارندگی و غیر یکنواختی خاک از واقعیت دور می شود. لذا بسیاری از دانشمندان سعی می کنند که هتروزیس را در سطح مولکولی پیش بینی کنند که در این تحقیقات نتایج مختلفی مشاهده شد. تعدادی از محققان بیان کردند که بین فاصله ژنتیکی بر اساس نشانگرهای DNA با تظاهر هیبرید و هتروزیس همبستگی وجود ندارد و عده ای دیگر بیان کردند که پیش بینی تظاهرF1 در نشانگرهای مولکولی امکان پذیر است[9]. اطلاعات درباره تنوع ژنتیکی در یک گونه گیاهی برای انتخاب نژادهای والدینی و در پیش بینی عملکرد هیبرید به خصوص در محصولاتی نظیر برنج و ذرت که هیبریدشان از نظر تجاری اهمیت دارد مهم است. مراحل مختلف درگیر در برنامه های اصلاح هیبرید نظیر انجام چندین تلاقی و جداکردن ترکیبات برای عملکرد برتر و هتروزیس، خیلی گران، دشوار و زمان بر است .در حالیکه اگر هتروزیس می توانست قبل از انجام تلاقی ها پیش بینی شود، تعداد تلاقی های انجام شده و نتاج تولید شده می توانست به طور قابل ملاحظه ای کاهش یابد. در حال حاضر محققین سعی می کنند تا تنوع ژنتیکی را به صورت کمی شده توسط نشانگرهای DNA، برای پیش بینی عملکرد هیبرید در برنامه های مختلف اصلاح هیبرید به هم مربوط کنند. زیرا سطح تنوع ژنتیکی بین والدین به عنوان یک پیشگوی ممکن هتروزیس پیشنهاد شده است. مطالعات بر روی ذرت مشخص کرد که آنالیز نشانگر مولکولی برای تعیین اینبردهای ذرت با گروه های هتروتیک مفید است. اما فواصل ژنتیکی مبتنی برRFLP[8] نمی تواند برای پیش بینی عملکرد هیبرید استفاده شود. مطالعات بر روی ذرت و یولاف نشان داد که فواصل ژنتیکی مبتنی بر نشانگر مولکولی می تواند یک پیشگوی عملکرد هیبرید تنها برای آن دسته از تلاقی ها که والدین به یک گروه هتروتیک یکسان تعلق دارد باشد و نمی تواند برای تلاقی های بین گروه های هتروتیک مختلف توسعه داده شود[105]. با توجه به آزمایشی، در 3/83 درصد از موارد، هیبریدهای حاصل از والدین حداقل با یکی از والدین در یک گروه قرار گرفت که نشان دهنده نزدیک بودن آن هیبرید به یکی از والدین می باشد. بنابراین با این بررسی تا حدودی می توان در مورد اثرات مادری نیز تصمیماتی اتخاذ نمود. بنابراین گروه بندی تا حدودی نحوه توارث و عمل ژن ها را روشن می سازد و با استفاده از این گروه بندی می توان فرضیاتی در مورد نحوه توارث و عمل ژن ارائه نمود[9].

کاربرد نشانگرها برای مطالعات ژنتیکی غلات خیلی متنوع بوده است که عبارتند از[103] :

1- اندازه گیری تنوع ژنتیکی و خصوصیات ژرم پلاسم

2- شناسایی و انگشت نگاری ژنوتیپ ها

3- ارزیابی فواصل ژنتیکی بین جمعیت ها، اینبردها و مواد اصلاحی

4- آشکارسازی منوژنی و جایگاه صفات کمی [9]QTL

5- انتخاب به کمک نشانگر

6- شناسایی توالی ژن های کاندیدای مفید

 

مهندسي ژنتيک در مخمرها


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

مهندسي ژنتيک در مخمرها

بسياري از پروتئينهاي يوکاريوتي بعد از ترجمه توسط آنزيمهايي تغيير داده مي‌شوند که در باکتريها وجود ندارند، هم اکنون روشهاي مناسبي براي ورود و خروج DNA به داخل و خارج سلولهاي مخمري وجود دارد که مطالعه بسياري از ويژگي‌هاي بيوشيميايي سلول يوکاريوتي را راحت مي‌کند. با قرار دادن DNA کلون شده در داخل پلاسميدي که در مخمر قادر به همانند سازي است. مي‌توان کارآيي ترانسفورماسيون را افزايش داد. با ايجاد تغييرات مهندسي ، پلاسميد 2 ميکروني طبيعي مخمر را مي‌توان به انوع مختلف از ناقلين کلون سازي تبديل کرد که داراي يک مبدا همانند سازي و ساير تواليهاي مورد نياز براي حفظ پلاسميد در مخمر باشند.

پلاسميد در مخمر
اکثر سوشهاي مخمر داراي يک حلقه
DNA هستند که بطور مستقل و خود به خود همانند سازي و حلقه 2 ميکروني نام دارد. اين پلاسميد مخمري در حدود 6300 جفت باز دارد که تعداد کپي آن به 50 کپي در نوکلئوپلاسم (فضاي دروني هسته) مي‌رسد. تقسيم اين پلاسميدها وابسته به کروموزوم مخمر نمي‌باشد و احتمالا پروتئينهاي لازم براي همانند سازي را خود کد مي‌کنند.

جذب
DNA خارجي در اسفروپلاستهاي مخمر
DNA به راحتي مي‌تواند وارد اسفروپلاست مخمر شود. ديواره مخمر از جنس سلولز است، با حذف ديواره سلول مخمر توسط آنزيم ، بخش باقيمانده اسفروپلاست ناميده مي‌شود. سپس افروپلاستها در معرض CaCl2 و DNA و يک پلي‌الکل به نام پلي‌اتيلن گليکول قرار مي‌گيرند، اين پلي‌الکل غشاء را نفوذپذير کرده و اجازه ورود DNA را به داخل مي‌دهد. اسفروپلاستها در محيط بازيافت قرار مي‌گيرند و ديواره آنها مجددا ساخته مي‌شود و تبديل به يک سلول کامل مخمر مي‌شوند.

ادغام
DNA خارجي به درون کروموزوم مخمر
DNA انتقال يافته به اسفروپلاست مخمري در تواليهاي همسان مي‌تواند در درون کروموزوم ادغام شود. اگر DNA وارد شده حلقوي باشد، ادغام آن با کروزموزوم بسيار نادر است. حتي اگر نواحي همسان با توالي کروموزوم وجود داشته باشد. ولي اگر پلاسميد توسط يک آنزيم محدودالاثر (Restriction) بريده شود و سپس به درون اسفروپلاست مخمري وارد شود، امکان ورود پلاسميد به کروموزوم افزايش مي‌يابد. از تکنيک ورود به کروموزوم اسفروپلاست مخمر جهت تعويض يکي از آللهاي ژن آکتين مخمر استفاده شده است.

انواع وکتورها يا حاملهاي مخمر
پلاسميدهاي انتگراتيو (
Yeast Integrative Plasmid)
اين دسته پلاسميدها از ساده‌ترين وکتورها در مخمر هستند. داراي ژنهاي انتخابي مخمر هستند ولي فاقد تواليهاي مخصوص شروع همانند سازي توسط خود پلاسميد مي‌باشند. اين حامل توالي از يک پلاسميد باکتريايي را حمل مي‌کند که يک مبدا همانند سازي و يک ژن مقاومت به دارو را براي آن فراهم مي کند تا رشد در باکتري اشرشياکلي (
E.Coli) صورت گيرد. در ضمن يک ژن مارکر براي انتخاب مخمرهاي ترانسفورمه شده و نيز مکانهاي خاصي براي نفوذ يک توالي جديد داراست. خطي کردن يک پلاسميد قبل از ترانسفورماسيون سبب نفوذ آن به يک جايگاه خاص از کروموزوم مي شود.

پلاسميدهاي قابل همانند سازي
اين پلاسميدها به صورت حلقه‌هاي پلاسميد آزاد در مخمر وجود دارند. يکي از انواع آنها از مبدا همانند سازي يک پلاسميد طبيعي مخمر (پلاسميد 2 ميکروني) استفاده مي‌کند. بقيه مبدا همانند سازي سلولي را به نام توالي همانند سازي مستقل بکار مي‌برند. يک گروه از پلاسميدهاي حلقوي قابل همانند سازي به نام (
yeast Episomal Plasmid) است، که تواليهايي از پلاسميد طبيعي مخمر را دارا مي‌باشند. اين تواليها اجزاه همانند سازي خارج کروموزومي را مي‌دهند، فرکانس ترانسفورماسيون را تا حد 104 - 105 در کيلوباز DNA افزايش مي‌دهند. اين پلاسميدها براي بيان ژن در سطح بالا استفاده مي‌شوند.

کروموزوم ساختگي مخمر
اين نوع کروموزوم شامل يک سانترومر و دو تلومر در دو انتهاي کروموزوم هستند که کارشان پايداري انتهاي کروزموزوم است و سبب مي‌شود اين کروموزوم به صورت کروموزومهاي خطي کوچک ، همانند سازي شود. اين کروموزوم مي‌تواند چند هزار جفت باز
DNA را حمل کند که البته پايداري کمتري از کروموزوم مخمر دارد، تعداد نسخه اينها در هر سلول يک عدد است.
کلون کردن ژنهاي مخمر
بر اساس قابليت يک ژن مي‌توان آن را بطور مستقيم در مخمر کلون کرد. اين روش تحت عنوان مکمل سازي ژنتيکي است که نمونه آن استفاده از مارکر (
LEUZ) مي‌باشد. در اين حالت کروموزوم مخمر را قطعه قطعه کرده و همراه با اين ژن مارکر (نشانگر) وارد باکتري اشرشياکلي فاقد ژن لوسين مي‌کنند. اشرشياکلي که در محيط فاقد لوسين رشد کند ژن مارکر مخمر و قسمتي از کروموزوم مخمر را دريافت مي‌کند. پلاسميد را نيز مي‌توان داخل مخمر کلون کرد.

نمونه‌اي از اين کلون کردن با استفاده از موتان مخمر حساس به حرارت است که در حرارت مجاز رشد مي‌کند، ولي در حرارت غير مجاز قادر به رشد نيست. فنوتيپهاي حساس به حرارت معمولا در اثر موتاسيون در ژن کد کننده يک پروتئين غير فعال در حرارت بالا صورت مي‌گيرد، بوجود مي‌آيند. ژن تيپ وحشي در موتان حساس به حرارت که تخريب شده به آساني به وسيله مکمل سازي ژنتيکي مي‌تواند در مخمر کلون شود.
تهيه واکسن توسط کلون کردن ژن مربوطه به مخمر
توليد واکسن بر ضد بيماريهاي عفوني يکي از موفقيتهاي مهم در پزشکي مي‌باشد. قبل از وقوع تکنولوژي
DNA نوترکيب ، دو نوع از واکسنها استفاده مي‌شوند. يک سري واکسنهاي غير زنده و يک سري واکسنهاي ضعيف شده. هر دو نوع واکسن با در دسترس بودن پروتئينهاي سطحي براي لنفوسيتهاي B و T عمل مي‌کنند و هنگام ورود عامل عفوني به بدن قبل از اينکه هر گونه آسيبي بزنند توسط عوامل ايمني‌زاي موجود در بدن از بين مي‌روند.

به هر حال اين نوع واکسنها به دليل امکان آلوده بودن با ارگانيزم عفوني خطرناک هستند. مثلا ابتلا به پوليو در بعضي کودکاني که واکسن آن را دريافت کرده‌اند. بنابراين يکي از کابردهاي مهم تکنولوژي
DNA نوترکيب توليد زير ساختمانهاي واکسن است، که به اين شکل ديگر خطر ابتلا به عفونت در حين دريافت واکسن وجود ندارد.


اولين واکسن توليد شده به روش استفاده از
DNA نوترکيب ، هپاتيت B بود که عامل عفونت کبد و تخريب آن است و در بعضي موارد منجر به سرطان کبد مي‌شود. ويروس فوق با يک آنتي ژن سطحي به نام (HBSAg) پوشيده شده و بيماران مبتلا در خون خودشان تجمع زيادي از اين پروتئين را دارند. بالکول کردن ژنوم HBV در تلاشهاي اوليه به باکتري اشعه کلي توليد پروتئين فوق با شکست روبرو شد، بنابراين محققين سعي کردند، عمل فوق را در مخمر انجام دهند.

براي اين منظور ژن
HBS - Ag به داخل وکتور (حامل) بيان کننده با کپي زياد از مخمر وارد شد. مخمرهاي ترانسفوري شده با اين پلاسمير وکتور ، مقادير زيادي از پروتيئن ويروسي فوق را توليد کردند. (حدود 2 - 1 درصد کل پروتئين مخمر). با کشت مخمر در مقياس هاي بزرگ امکان توليد 100-50 ميلي گرم از پروتئين فوق در هر ليتر کشت وجود دارد. پروتئين مخمري فوق حالا براي واکسيناسيون برضد عفونتهاي هپاتيت B استفاده مي‌گردد.

 


v\:* {behavior:url(#default#VML);} o\:* {behavior:url(#default#VML);} w\:* {behavior:url(#default#VML);} .shape {behavior:url(#default#VML);}

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

علامت اختصاری AFM از Atomic Force Microscopy  یا  Atomic Force Microscope  گرفته شده و به معنی میکروسکوپی است که از نیروی یونی و رانش اتمها در جهت ساخت تصویر مجازی از سطح جسم بهره می جوید و اغلب "چشم نانوتکنولوژی" نامیده می شود.

   همچنین AFM را به  SPM  یا  Scanning Probe Microscopy  که یک تکنیک تصویر برداری میکروسکوپی با رزولوشن بالا است که می تواند از ابعاد کوچکی به اندازه شبکه اتمها تصویری بزرگ و قابل رویت بسازد ، ارجاء داده می شود.

این تکنیک به محققین این امکان را می دهد تا بتوانند دستکاری هایی را در ابعاد اتمی و مولکولی بروی اشیاء داشته باشند.

 

AFM چگونه کار می کند؟

   دستگاه از یک سوزن اتمی (منظور از اتمی یعنی نوک سوزن دارای فقط یک اتم یا چند اتم باشد) ، پایه ای که سوزن بروی آن نصب شود    (Cantilever) ، یک دستگاه تاباننده اشعه لیزر و یک ردیاب نوری یا Photo detector که بازتاب لیزر را بعد از برخورد به پایه ردیابی و ثبت کند.

 طرز عمل:

    هنگامی که جسم مورد نظر بروی این دستگاه برای اسکن شدن نصب می شود و سوزن روی آن قرار می گیرد بر اثر حرکت جسم و نیروهای یونی دفع کننده که بین نوک سوزن و مسیر اسکن وجود دارد سوزن و پایه بالا و پائین می رود. این در حالی است که مسیر لیزر بازتاب شده بروی دتکتور بر حسب بر آمدگی ها و فرو رفتگی های روی جسم با بالا و پائین رفتن پایه تغیر کرده و تصویر توپوگرافی از سطح جسم در مونیتور نقش می بندد. دقت این تصویر برداری ، دقتی در حد اتم است.

     STM =Scanning Tunneling Microscopy را جد AFM می دانند که در سال 1981 توسط G.Binnig   و H.Rohrer  اختراع شد. این دو دانشمند در سال 1986 جایزه نوبل فیزیک را برای این اختراشان (AFM) با هم قسمت کردند.

   اشکالی که در STM   وجود داشت این بود که این میکروسکوپ نمی توانست از سطوح چند تکه تصویربرداری کند.AFM دارای وسعت عمل در تصویر برداری از سطوح یکپارچه و همچنین چند تکه است.

 

   امروزه استفاده های زیادی از AFM در ابعاد مولکولی و اتمی در رشته های علوم نانو و نانوتکنولوژی می شود. این موضوع به ما کمک می کند که واکنشها را در سیستمهای مختلف بررسی دقیقتر کرده و باعث اکتشافات جدید در زمینه های نانوتکنولوژی ، بیوتکنولوژی ، علوم زیستی ، علوم مواد ، بیوفیزیک و علوم پلیمر گردد

 

رابطه گروه خونی وازدواج


Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

رابطه بین گروه خونی و ازدواج افراد با هم سوالی است که بسیاری از زوج های جوان به دنبال پاسخ آن هستند. اینکه آیا افراد با گروه های خونی مشابه می توانند با هم عقد کنند؟

ازدواج با چه گروه های خونی مناسب تر است؟ در اینجا سعی می کنیم پاسخ این سوالات را ارایه دهیم.

گروه خونی چیست؟

به طور خلاصه گروه های خونی یک روش برای تقسیم بندی خون افراد است. این تقسیم بندی بر اساس وجود یا عدم وجود پادگن (آنتی ژن) های موروثی خواصی روی سطح گلبول های قرمز انجام می شود. براساس مهمترین این تقسیمات، خون همه انسانها به چهار دسته A,B,AB و Oو بر اساس یک تقسیم بندی دیگر به گروه های مثبت و منفی تقسیم می شود.

مثلا کسی که آنتی ژن A را بروی گلبولهای قرمز خود بروز می دهد، گروه خونش A است و یا فردی که هردو پادگن A و B را دارد گروه خونش AB و فردی که هیچکدام از این آنتی ژن ها را ندارد خون او از گروه O است.

ارتباط بین گروه خونی افراد و ازدواج چیست؟

بعد از طی مراحل خواستگاری و بله برون، هنگامی که برای جاری شدن خطبه عقد به دفاتر ثبت ازدواج مراجعه می کنید، یک معرفی نامه عکس دار به شما داده می شود تا به مراکز آزمایش خون جهت انجام آزمایشات قبل از ازدواج مراجعه کنید. اما این آزمایشات هیچ ارتباطی به گروه خونی شما ندارد. چراکه گروه های خونی هیچ مانعی برای وصلت افراد ایجاد نمی کنند و افراد با هر گروه خونی که داشته باشند می توانند با یکدیگر عروسی کنند. مگر اینکه پای عوامل دیگری مثل خطر ابتلای جنین به تالاسمی و یابیماری های ژنتیکی در میان باشد. برای پیشگیری تالاسمی، زوجین می بایست پیش از عقد آزمایش خون انجام دهند. اما برای پیشگیری از بیماری های ژنتیکی در جنین، توصیه می شود که تمام افراد قبل از ازدواج نسبت به انجام آزمایشات ژنتیک اقدام کنند.

آزمایشات قبل از عقد نه ربطی به گروه خون افراد دارند و نه شامل آزمایش ژنتیک می شوند. اما در برخی از موارد و برای بعضی از زوجین در همان مراکز انجام آزمایشات پیش از عقد، متخصصان به عروس و داماد توصیه می کنند که با توجه به شرایطی که دارند نسبت به انجام مشاوره ژنتیکی اقدام کنند. این موارد عبارتند از:

۱زوج هایی که باهم نسبت فامیلی دارند. این شامل هر نسبتی می شود. ( هر گونه ازدواج فامیلی )

۲زوج جوانی که یکی از آنها دچار اختلالات ژنتیکی است.

۳زوج جوانی که یکی از اعضای درجه یک فامیل آنها دچار اختلالات ژنتیکی است.

۴خانم هایی که قصد ازدواج دارند و سن آنها کمتر از ۱۸ سال یا بیشتر از ۳۳ است.

۵زوج جوانی که در مراکز حساس و پرخطر فعالیت می کنند و با مواد شیمیایی و یا هسته ای سر و کار دارند.

بنابراین آنچه که در ازدواج افراد می تواند مشکل ساز باشد، یکسان بودن گروه خونی نیست بلکه ارتباط خونی ( مثلا در ازدواج فامیلی ) است که می تواند باعث مشکلات ژنتیکی شود.

به جز احتمال بروز بیماری های ژنتیکی و همچنین تالاسمی، خوشبختانه سایر اختلالاتی که ممکن است در جنین ایجاد شود، در همان دوران بارداری قابل تشخیص و پیشگیری است. بنابراین لازم نیست در زمان عروسی نگران آنها باشید.
گروه خونی عروس و داماد به هم نخورده است، یعنی چه؟

گفتیم که گروه خونی هیچ ربطی به ازدواج ندارد. اما ممکن است برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که منظور از اینکه می گویند “گروه خون عروس و داماد به هم نخورده” چیست؟ باید گفت این اصطلاح، اشاره به برخی نتایج که در آزمایشات قبل از عقد مشخص شود، دارد. وقتی یکی از طرفین در سوابق خود و یا اقوام خود یکی از بیماری هایی که از طریق ژن منتقل می شود ( مثل تالاسمی ) وجود داشته باشد با انجام آزمایشات خونی بررسی می کنند که چقدر احتمال ابتلای فرزند آنها به آن بیماری ها وجود دارد. چنانچه این احتمال بالا باشد به آنها توصیه می شود که عقد نکنند و به آنها درباره عواقب بچه دار شدنشان هشدار می دهند.

علاوه براین کسانی که دارای تالاسمی مینور هستند چنانچه با فرد دیگری که او هم مبتلا به تالاسمی مینور است عروسی کنند ۲۵ درصد احتمال دارد که فرزندان آنها مبتلا به تالاسمی ماژور بشود. تالاسمی مینور دارای هیچ علامت خاصی نیست و نیاز به درمان ندارد. فرد مبتلا به تالاسمی مینور نیز از نظر ظاهری کاملا سالم است و وصلت او با افراد سالم هیچ عواقبی ندارد. اما تالاسمی ماژور یک بیماری حاد است و نیاز به درمان دارد و مشکلات و هزینه های زیادی را به دنبال خواهد داشت. لذا چنانچه در آزمایش خون قبل از عقد معلوم شود که هردو طرف تالاسمی مینور دارند، آزمایشات تکمیلی دیگر به همراه مشاوره ژنتیکی برای آنها انجام خواهد شد و به آنها در باره عواقب بچه دار شدنشان هشدار داده می شود.